تنور زندگی اینجا داغ است
معصومه صالحی هنوز طعم شیرینی های شب گرگیعان زیر زبانش است، همان شبی که با هم سن و سالانش به بهانه میلاد امام حسن مجتبی (ع) در مراسمی کودکانه لحظه ها را به شادی گذرانده و کلی شیرینی در جیب دشداشه عید سال قبلش جمع کرده . گرگیعان همیشه آغاز شادی روزهای انتظار […]
معصومه صالحی
هنوز طعم شیرینی های شب گرگیعان زیر زبانش است، همان شبی که با هم سن و سالانش به بهانه میلاد امام حسن مجتبی (ع) در مراسمی کودکانه لحظه ها را به شادی گذرانده و کلی شیرینی در جیب دشداشه عید سال قبلش جمع کرده . گرگیعان همیشه آغاز شادی روزهای انتظار عید سعید فطر را برایش دارد؛ از آن شب، تکاپو و اشتیاق همه برای عید فطر برایش دیدنی و جذاب است. منتظر می ماند تا نوبت به او برسد و به رسم هر سال راهی بازار شود تا لباس عید را برایش بخرند.
چشمانش می خندند وقتی مادرش یقه دشداشه سفید را برایش می بندد، در آینه قدی مغازه که گوشه ای از آن را از آن خود می کند، نگاه می اندازد و با لهجه شیرینش رو به مادر می گوید : کشخه! (یعنی شیک است) مادرش هم می خندد با صدایی که ذوق و شوق از آن فهمیده می شود با همان لهجه عربی می گوید:” امسال می خواهم متفاوت باشی برایت چفیه و عگال هم می خرم”!
تقریبا همه بچه هایی که در مغازه حضور دارند می خواهند لباس سنتی برای عید خود تهیه کنند، دشداشه، چفیه و عگال؛ لباس بومی مردم عرب خوزستان که حتی پسر بچه ها در سنین سه تا چهار سال هم با آن ذوق می کنند. و انگار هر عید فطر خرید دشداشه برای پسر بچه ها تا بزرگترها رسم است.
از ابتدا تا انتهای خیابان بزرگی که بازارکیان نام گرفته چیزی دیده نمی شود جز دستفروشان و بساطی هایی که تمام وسعت خیابان را اشغال کرده اند و البته مشتریانی که جای سوزن انداختن هم در میانشان نیست.
صدای کرکننده بلندگو از گوشه و کنار به گوش می رسد؛ یکی از حراج لباس می گوید و دیگری از ارزانی آجیل، با لهجه های محلی و با صدایی که سرشار از شادی رسیدن عید است مشتری جذب می کنند.
کپرهای دست ساخته فروشندگان با سایبان مقوایی، پارچه، حصیر و حتی ایرانیت، راهروهای تنگ و تو در تویی به وجود آورده که بیشتر باعث شلوغی و سد معبر شده است.
بازار کیان، بازاری است که سر و ته آن را نمی توان از هم تشخیص داد در روزهای عادی هم ساعت ها طول می کشد تا بتوانی از میان این بازار به مقصدی در همان حوالی برسی و روزهای نزدیگ به عید اینجا چیز دیگری است
اینجا آدم های مختلفی را می بینی زن و بچه، مرد و پیرمرد، شهری و روستایی! این بازار که به دلیل عرضه مایحتاج روزانه مردم اهواز بویژه ساکنان مناطق کم برخوردار همواره به بازار ارزان شهر شناخته می شود، در روزها و شب های منتهی به عید فطر علاوه بر لباس و لوازم منزل محل عرضه انواع و اقسام “آجیل” و “شیرینی” عید است؛ فریادهای فروشندگان با زبان عربی “عینی یداتی ، عینی عماتی، عید یا ابوسعید” و ” عساکم من عواده” از هر گوشه و کنار شنیده می شود، بعضی ها هم با نصب سیستم صوتی و پخش آهنگ های سنتی مربوط به عید فطر جذابیت دیگری به بازار شب عید اضافه کرده اند.
خرید شب عید فطر از سنت های دیرینه مردم عرب است، لباس نو و آجیل و شیرینی و میوه پای ثابت خرید های شب عید بوده ، تا روز عید با لباس های نویی که به تن میکنند و سفره های آجیل و میوه ای که به رسم همیشه برچا می کنند میزبان میهمانان خود باشد.
اوضاع و احوال مردم برای عید فطر شبیه هیچ کدام از روزهای سال نیست. نه گرانی و نه حتی کرونا نمی تواند این دلخوشی را از مردم عرب خوزستان بگیرد؛ جمعیت در هم وول می خوردند، بعضی با ماسک و بعضی بی ماسک، بساط شیرینی و آجیل در انواع مختلف پهن است، در کنار آجیل های لوکس و اعلا آجیل های ارزان هم برای قشر ضعیف وجود دارد ، اما گران ترین چیز که در این بازار دیده می شود حس زندگی است، بوی زندگی را از بوی بخور دست فروش ها، از بوی تند قهوه، از دله هایی که در شکل ها و رنگ های مختلف دل از رهگذران می برند و از بوی تند ادکلن های خلیجی بساطی ها می توان حس کرد.
این سرزندگی را در چشمان کودکان روستاهای اطراف که بعد از مدت ها برای خرید لباس به شهر آمده اند میتوان دید. در چهره تک تک آن هایی که برای خرید به بازار آمده اند و حتی به هنگام افطار تشنگی خود را فراموش می کنند، در لبخند پدران و مادرانی که از رضایت بچه هایشان خوشحالند.
در این بین می بینی در کنار کودکان که پای ثابت و دارای اولویت در عیدی و خرید هستند، جمعیت بیشتری را هم زنان عرب تشکیل می دهند،
حق تقدم خانم ها در بازار مدیون مردان فداکاری است که اغلب در مناسبت ها امکان خرید چندانی برایشان باقی نمی ماند.
برای برپایی جشن عید رمضان سنگ تمام می گذارند.آن ها فارغ از همه سختی ها و تنگناهای اقتصادی که گریبانگیر مردمان نجیب سرزمینمان شده هر آنچه دارند در طبق اخلاص می نهند و همه هم و غمشان به جا آوردن رسم مهمان نوازی می شود.
جنب و جوش مردم در واپسین روزهای گرم بهار که بیشتر به تابستان سوزان می ماند در شهرستان های مختلف از بازار دانیال در شوش، بازار کویتی ها در سوسنگرد و بازار پاکستانی ها و کاوه در اهواز تا بازارهای شلوغ خرمشهر، آبادان و بساطیهای شوشتر، ماهشهر، بندر امام، باوی، شادگان، امیدیه، دشت آزادگان، شادگان، حمیدیه، و رامشیر گرمی بازار را دو چندان کرده است.
که از چند ساعت قبل از افطار تا پاسی از شب و حتی نزدیک سحر مملو از جمعیت است
در این بازار از آجیل و خشکبار گرفته تا ماهی و لباس های محلی عربی، عود، بخور و دله قهوه (قهوه جوش عربی) یافت میشود و طنین و ترنم موسیقی عربی محلی را از گوشه و کنار دکان و مغازه و دست فروشها میتوان شنید. ”
محمد بچاری در ادامه می گوید: عرب های خوزستان دو روز قبل از عید را “ام الوسخ” و یک روز مانده به عید را “ام الحلس” مینامند. در ام الوسخ اجناس نو خریداری و خانهها برای مهمانی تمیز و آماده میشود.روز بعد هم “ام الحلس” نام دارد که روز نظافت و رسیدگی شخصی بوده و افراد به ظاهر خود میرسند و سرانجام در روز عید و پس از فارغ شدن از خرید و بازار، درب خانهها باز می شود و مردم با گفتن “یا الله” و “عیدکم مبارک یا اهل البیت” وارد می شوند و با “عیدکم مبارک” و “ایامکم سعیده” و “الله ایعوده علیکم بخیر و عافیه” که به دفعات بازگو می شود، به دیدن همسایهها و بستگان میروند.
خلاصه اینکه سفره با محبت خوزستانی ها این روزها در حال پهن شدن است و اهالی مهربانش در حالی که پیشاپیش بر فطر و عید مبارکش سلام می دهند مشتاقانه منتظر دیدار مهمان ها و مومنان روزه دار از سراسر کشورند.
“عید سعید فطر مبارک”
“الله ایعوده علیکم بخیر وعافیه“
این عید در خوزستان به عنوان عید اول مردم محسوب می شود و دارای اهمیت بسزایی است. در یکی دو سال اخیر شاهد تعطیلی یک روزه اضاف بر تعطیلی رسمی در خوزستان بودیم
همیشه عید فطر که میرسد بساط خرید و فروش هم رونق می گیرد. انگار فروشندگان کالاها و تولیدات مختلف تمام دلخوشی شان رسیدن ایام عید و خریدهای عید مردم است. بازار، میادین و پاساژهای اصلی شهر حتی جای سوزن انداختن ندارند. این همه شلوغی فقط به همان سنتی بر می گردد که خوزستانیها مقید به آن هستند.به غیر از لباسهای نو و لباسهای محلی هچون دشداشه و عگال و شیله (روسری) و عبا، خریدهای سنتی را نیز در سبد خرید خانوادهها می بینیم، منجمله خرید عود و بخور و دلههای قهوه که مردم عرب برای پذیرایی و اکرام میهمانان خود از قهوه استفاده میکنند و نحوه پذیرایی و شخصی که قهوه را تعارف می کند نیز دارای آداب خاصی است.
ا دستفروش که به قول خودشان، در بساطشان همه چیز پیدا می شود.از بخور و عودهای عربی گرفته تا چفیه و آجیل و ….
با دسته گلهای مصنوعی که به طرز زیباییی تزئین شد
برای این مردم عید فطر به عنوان عید نخست همچون عید نوروز نزد غیرعرب ها اهمیت دارد. خانه تکانی می کنند، سفره عید می اندازند، به دیدار بزرگترها می روند و اگر کسی کدورتی با کسی دیگر داشت کدورت ها را رفع می کنند.
بسیاری از مردم اهواز روز عید سفره پهن کرده و برخی از تنقلات را در سینی های گرد قرار می دهند. در این سفره میوه، آجیل و تنقلات و قرآن کریم را می بینیم. این رسم در برخی مناطق اندکی تفاوت دارد. مثلا در امیدیه و شهرستان های اطراف آن به جای انداختن سفره از سینی استفاده می کنند و تنقلات خود را بنا به رسم آن مناطق در سینی های گرد می گذارند.
وی افزود: از جمله این مراسم سنتی میتوان به روزهای پایانی ماه مبارک رمضان اشاره کرد. دو روز پایانی ماه رمضان در بین مردم عرب خوزستان اسامی خاصی دارند. مردم عرب خوزستان دو روز قبل از عید را “ام الوسخ” و یک روز مانده به عید را “ام الحلس” مینامند. “ام الوسخ” به معنای “روز چرکین” میباشد که در این روز مردم عرب به نظافت خانهها خود میپردازند، اجناس جدید برای منزل خریداری میکنند و خانه را برای فرارسیدن عید و اکرام مهمان تمیز و آماده میکنند. روز بعد از “ام الوسخ” را “ام الحلس” مینامند. ام الحلس نیز که نامی محلی و قدیمی از ایام رمضان است به معنای روز نظافت و رسیدگی شخصی بوده که جوانان در این روز به ظاهر خود رسیدگی میکنند. میتوان گفت “ام الحلس” متضاد و نقطه مقابل “ام الوسخ” است.
، اما با این حال جمعیت عظیمی از مردم را در بازار نظاره گر بودیم که با ولع و شور خاصی در حال انجام خرید عید هستند ،برخی مجبور بودند بدلیل سنگینی وزن و حجم بالای خریدها ، آجیل ها را توی گونی جا بگذارند ،برخی هم خودروهای شخصی را وسط بلوار پارک کرده اند تا اجناس خریداری شده را داخل ماشین بگذارند و پیش از افطاری به خانه ببرند ،در یک کلمه بگویم در بازار اهواز و ملاثانی قیامتی بود ،دست فروشان هم از این فرصت استفاده کرده ،بساط شون را وسط جاده چیده بودند، عجیبه با اینکه گرونی بیداد می کنه و مردم از جهت معیشت در مضیقه هستند ، اما دیروز امید و طراوت و نشاط در چشمان همه آنها برق می زد ،همه چیز را فراموش کرده بودند و به عشق ابراز محبت به یکدیگر وبرپایی جشن صله رحم و گرامی داشت شعائر دینی سر از پا نمی شناختند .
در روزهای پایانی مانده تا عید فطر اما بازارهای سنتی اهواز حال و هوای دیگر دارد. از بازار کیان و خشایار گرفته تا مرکز شهر و بازار عبدالحمید که خریدهای عید و رفتوآمدهای شهروندان بر زیبایی و رونق آنها افزوده و در هیچ کدام از این بازارها نیست که با بساط آجیل، خشکبار، لباسهای محلی مردانه و زنانه در سایز و اندازههای مختلف، بوی بخور، دله قهوه ( قهوه جوش عربی) مواجه نشوی و آنچه بر جنب و جوش و زیبایی این بازارها افزوده، موسیقی عربی است که از گوشه و کنار بازارها به نشانه استقبال از عید و ماه نو گوش رهگذران را نوازش میدهد و آنچه ظرف چند سال در ایام عید فطر شاهد آن هستیم از بین رفتن مرکزیت بازار نادری برای خرید و افزوده شدن بازارهای کیان، کیانپارس و کوی ملت به خرید شب عید فطر است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید