ازجفایت ای اجل، پشت وپناه ما شکست
کلانترمشهدی ملاحاجتمراد مرادی غریبوند بزرگمردی از ایلمان باکوله باری ازخاطرات تلخ وشیرین تاریخی وایلی روی درنقاب خاک کشید. شایسته مردی که خاطراتش به جنگلهای سرسبزوبه بلندای قله های زاگرس بود. بزرگ كلانتری از ايل بختياري ،يادگارنسل حماسه سازان بختياري وتك سوارميدان صلح و سازش ،غيرت وتعصب ومهرباني وصداقت ويكي از غيورمردان سرزمين دلاورپروربختياري ،كه هيچگاه […]
کلانترمشهدی ملاحاجتمراد مرادی غریبوند بزرگمردی از ایلمان باکوله باری ازخاطرات تلخ وشیرین تاریخی وایلی روی درنقاب خاک کشید.
شایسته مردی که خاطراتش به جنگلهای سرسبزوبه بلندای قله های زاگرس بود.
بزرگ كلانتری از ايل بختياري ،يادگارنسل حماسه سازان بختياري وتك سوارميدان صلح و سازش ،غيرت وتعصب ومهرباني وصداقت ويكي از غيورمردان سرزمين دلاورپروربختياري ،كه هيچگاه ناملايمات روزگاربر اراده ايشان تاثيري ننمودوهمواره پايبند به آداب وسنن بختياري بود،ازميان مارفت.
تند باد حادثه همراه صیاد مرگ بیدادگرانه ،گنجینه قوم راتاراج نمودونیک مردی راازتبار مردان پاک نهاد وغیور بختیاری را ربود.
یگانه ای که غیرت را تانقطه پایان دربازوان خویش نگهبان بود.
تک سواری که به تنهایی سپاهی بود.
بنگر که چگونه درختان پیر بلوط ،اسب بی سوار رادلداری می دهندومردان ایل قافله سالار خودرا درمیان نمی بینندوزنان ایل باکوله باراندوه وگیسوان پریشان چه سان باداغی شقایق وار ، دیدگانشان راازاشک سیل خیز می کنند.
بزرگي زمردان روشن ضمير خردمندوبادانش وكم نظير
سخندان پرمايه ونيك بين
كه شيرين سخن بودومجلس نشين
اين گردشتابنده كه بردامن صحراست
گويدچه نشيني كه سواران همه رفتند.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید