هزاره ی همصدایی
خوزستان را با توجه به پیشینه بولتن نویسی کمپانی نفت انگلیس و ایران و پس از آن شرکت ملی نفت، با روزنامه ها، بولتن ها و نشریاتی همچون؛ ABADAN TODAY، اخبار هفته مسجد سلیمان، لالی و هفتکل و “اخبار روز” باید یکی از قطب ها و خاستگاه های روزنامه نگاری در ایران بدانیم.
ساکنان مسجدسلیمان، آبادان و دیگر شرکت-شهرهای نفتی خوزستان از نخستین سال های فعالیت صنعت نفت با مطبوعات آشنا بودند و در سبک زندگی شان مطالعه مطبوعات و تحلیل اخبار وجود داشت.گرچه با مرکز گرایی فعالیت های مطبوعاتی در تهران، تا مدتها ساکنان خوزستان همچون دیگر استان های کشور، خواننده مطبوعات چاپ پایتخت بودند، اما همان پیشینه آشنایی باعث شد حتی در شکل فعالیت مطبوعات محلی نیز این استان با بسیاری دیگر از نقاط ایران از دو نظر کمی و کیفی متفاوت باشد.
مطبوعات در هر جامعه ای نقش ستون فقرات آگاهی بخشی و پیوند دهنده میان مردم و ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را ایفا می کنند و در استان خوزستان، این نقش به دلایل تاریخی، اقتصادی و فرهنگی اهمیتی دو چندان دارد.خوزستان، بهعنوان یکی از کهن ترین زیست بوم های تمدنی ایران و در عین حال، یکی از صنعتی ترین استان های کشور همواره محل تلاقی منافع ملی، زیستی، تنوع قومی و تحولات سریع اجتماعی بوده است.در چنین بستری، روزنامه نگاری در خوزستان نه تنها ابزاری برای اطلاع رسانی، بلکه بستری برای گفت و گو، مطالبه گری، حفظ حافظه جمعی و بازنمایی واقعیت های زیسته مردم محسوب می شود.ارکان همان مفهوم “جامعه مدنی” مورد توجه در دوران جدید.
همانگونه که “هگل” در کتاب؛ “فلسفه حق” و در بیان اهمیت “جامعه مدنی” آورده است؛ فرد در جوامع معاصر وضعیتی دوگانه دارد.”شهروند” است اما شهروندی که در عرش اعلای دموکراسی هم فقط هر چهار یا پنج سال یکبار حضور بهم می رساند!فرد همچنین به چیزی تعلق دارد که جامعه مدنی نام دارد.در جامعه مدنی است که شهروند در سرنوشت خود دخالت مستمر و نه چهار یا پنج سال یکبار دارد.یکی از ابزار این حضور و دخالت، مطبوعات هستند و همصدایی با شهروندان از طریق گرفتن “فیدبک” مطبوعاتی که یکی از ارکان نظارتی شهروندان بر دولتمردان و حاکمان است.
با گسترش رسانه های سراسری و شبکه های اجتماعی، ممکن است نقش مطبوعات چاپی و محلی در نگاه نخست کمرنگ به نظر برسد، اما تجربه خوزستان نشان می دهد که هیچ رسانه ای جایگزین شناخت عمیق و میدانی روزنامه نگاران محلی از مسائل منطقه نمی شود.روزنامه نگار اهل خوزستان، برخلاف خبرنگار اعزامی، با اقلیم، زبان، گویش ها، حساسیت های فرهنگی، روابط طایفه ای و عشیره ای و دغدغه های واقعی مردم زندگی می کند و همین نزدیکی، اعتبار و اثرگذاری رسانه محلی را افزایش می دهد.پرداختن به موضوعاتی چون آب، محیط زیست، ریزگردها، صنعت نفت، اشتغال، مهاجرت،حاشیه نشینی و میراث فرهنگی، بدون نگاه بومی و محلی، اغلب به روایت هایی سطحی و ناپایدار منجر می شود.
اهمیت مطبوعات و روزنامه نگاران در خوزستان را باید در نقش آن ها در مستند سازی تاریخ معاصر استان نیز جست و جو کرد.بسیاری از تحولات اجتماعی، اعتراضات مدنی، مطالبات صنفی، تغییرات شهری و حتی رخدادهای کوچک اما معنادار زندگی روزمره، تنها در صفحات نشریات محلی ثبت شده اند.این مطبوعات به مثابه آرشیو زنده ای از تجربه زیسته مردم خوزستان عمل می کنند؛ آرشیوی که برای پژوهشگران، تاریخ نگاران و برنامه ریزان اجتماعی ارزشمند و گاه بی بدیل است.در غیاب این رسانه ها، بخش مهمی از حافظه اجتماعی استان دچار فراموشی یا تحریف می شود.
در رویکرد روزنامه نگاری حرفه ای، مطبوعات چاپ خوزستان و با گستره سراسری می توانند نقشی کلیدی در تقویت سرمایه اجتماعی ایفا کنند.زمانی که رسانه محلی با صداقت، دقت و استقلال عمل کند، به پل اعتماد میان مردم و نهادها تبدیل می شود.این اعتماد بهویژه در استانی مانند خوزستان که با چالش های مزمن و گاه انباشت نارضایتی مواجه است، اهمیتی حیاتی دارد. انتشار گزارش های میدانی، گفتوگو با کنشگران محلی، پیگیری مطالبات عمومی و نقد منصفانه عملکرد مسئولان، همگی به کاهش شکاف میان جامعه و حاکمیت کمک می کند و زمینه گفت و گوی سازنده را فراهم می آورد.
مطبوعات همچنین نقشی اساسی در دیده شدن گروه ها و صداهای کمتر شنیده شده دارند.خوزستان با تنوع قومی، زبانی و فرهنگی خود، نیازمند رسانه هایی است که بتوانند این تکثر را بازتاب دهند و از یکدست سازی روایت ها جلوگیری کنند.روزنامه نگاری محلی می تواند روایت زندگی عرب ها، بختیاری ها، لرها، مهاجران صنعتی و ساکنان مناطق حاشیه ای را به متن رسانه بیاورد و از حاشیه نشینی رسانه ای آنان جلوگیری کند.این بازنمایی عادلانه، نهتنها به انسجام اجتماعی کمک می کند، بلکه از بروز سوء تفاهم ها و تنش های هویتی نیز می کاهد.
در دوران معاصر، مطبوعات محلی خوزستان با چالش های جدی نیز مواجه اند؛ از مشکلات اقتصادی و کاهش تیراژ گرفته تا رقابت نابرابر با رسانه های دیجیتال و محدودیت های حرفه ای.با این حال، همین شرایط ضرورت بازتعریف نقش روزنامه نگاری محلی را برجسته تر می کند.حرکت بهسوی روزنامه نگاری تحقیقی، گزارش محور و داده محور، استفاده هوشمندانه از فضای مجازی در کنار نسخه مکتوب، و تربیت نسل جدیدی از روزنامه نگاران بومی، می تواند مطبوعات محلی را از حالت صرفاً خبری به نهادی تأثیرگذار و مرجع تبدیل کند.
از سوی دیگر، ارتباط مطبوعات محلی با توسعه پایدار استان خوزستان انکارناپذیر است.رسانه می تواند با نقد پروژه های عمرانی، بررسی پیامدهای محیط زیستی طرح های صنعتی و پیگیری عدالت منطقه ای، نقش دیده بان توسعه را ایفا کند.تجربه نشان داده است که هر جا رسانه محلی فعال و مستقل حضور داشته، هزینه خطا در تصمیم گیری ها افزایش یافته و مسئولیت پذیری مدیران تقویت شده است.این کارکرد، در استانی که قلب انرژی کشور محسوب می شود، اهمیتی راهبردی دارد.
در نهایت، اهمیت مطبوعات محلی در خوزستان را باید فراتر از کارکرد رسانه ای صرف دید.این مطبوعات بخشی از زیست فرهنگی استان اند؛ مکانی برای بازتاب امیدها، دغدغه ها، رنج ها و دستاوردهای مردم. در دوران معاصر که سرعت تحولات و سیلاب اطلاعات، امکان فراموشی را افزایش داده است، مطبوعات خوزستان می توانند همچنان نقش حافظ واقعیت، وجدان بیدار جامعه و روایتگر صادق تاریخ اکنون را ایفا کنند؛ مشروط بر آنکه به روزنامهنگاری حرفهای، مستقل و متعهد به منافع عمومی وفادار بمانند.
ایمان سعیدی، روزنامه نگار باسابقه خوزستانی، امروز دیگر در سطح کشور و منطقه نامی شناخته شده است که بسیاری از فعالان رسانه ای، تایید اخبار دریافتی از خوزستان را با او چک می کنند و وفاداری او به روزنامه نگاری که در هزارمین شماره از “همصدا” به تصویر کشیده شده، سرمایه ای ارزشمند برای روزنامه نگاری ایران است.
در هزاره جدید و با حضور هوش مصنوعی و شبکه های اجتماعی اینکه آقای سعیدی و همکارانش همچنان بر همصدایی تاکید و توجه دارند فرصتی ارزشمند، اخلاقی و حرفه ای است که تایید می کند هزاره ی همصدایی، رویکردی برای انسانی کردن و اخلاقی کردن کار رسانه ای در تسخیر ماشین و پلتفرم های دیجیتال است.
ضمن تبریک انتشار هزارمین شماره روزنامه “همصدا”، برای ایمان عزیزم و همکارانش موفقیت و استمرار مستدام در راه آگاهی رسانی و نگاهبانی از جامعه مدنی پرسشگر را آرزومندم.
دکتر فرشید خدادادیان
استاد دانشگاه، نویسنده کتاب؛ “خوزستان، تمدن و نفت”
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید