جسارت زیستن؛ گارنتی که در تاریکی میدرخشد
نویسنده : پژمان شهنی زندگی، گسترهای بیکران از انتخابهاست، میدان کشاکش ترس و شجاعت، رخوت و خلاقیت، تکرار و زایش. در این میان، جسارت، همان نیروییست که از دل تاریکی سر برمیآورد، از حصارهای عادت عبور میکند و انسان را از وادی مصلحتاندیشی به قلمرو کشف و شهود میکشاند. گارنت، سنگی که در […]
نویسنده : پژمان شهنی
زندگی، گسترهای بیکران از انتخابهاست، میدان کشاکش ترس و شجاعت، رخوت و خلاقیت، تکرار و زایش. در این میان، جسارت، همان نیروییست که از دل تاریکی سر برمیآورد، از حصارهای عادت عبور میکند و انسان را از وادی مصلحتاندیشی به قلمرو کشف و شهود میکشاند. گارنت، سنگی که در ژرفای زمین، در فشار و حرارت، بیآنکه در هم شکند، گوهر وجود خویش را صیقل میدهد، استعارهای از همین جسارت است—جسارت زیستن.
«جسارت زیستن: گارنت» تنها یک رویداد نیست، بلکه پژواکی از اندیشهای نو، ضربانی تازه در شریان خلاقیت است. محفلی که در آن، کلمات، از مرزهای کهنه فراتر میروند، روایتها از بند تکرار رها میشوند، و هنر، دریچهای نو به افقهای نادیده میگشاید. این گردهمایی که به همت شهریار آریانژاد در اهواز برگزار میشود، میزبانیست برای آنان که با زبان هنر، با جوهر کلمه، با جادوی تصویر و صدا، معنای تازهای به جسارت زیستن بخشیدهاند؛ نامهایی که هر یک، چراغی بر تارک اندیشه و آفرینشاند:
سروش صحت، که با تبحر در بیان احساسات انسانی و تحلیل پیچیدگیهای روح بشر، در آثارش گامهایی بلند در مسیر بازشناسی ارزشها و اخلاقیات برداشته است.
علی نصیریان، که هنر نمایش را نهفقط بر صحنه، که در جان و جهان ما جاری کرده است.
احسان عبدیپور، که با نگاهی جستوجوگر، قصههای سرزمینش را در تار و پود سینما تنیده است.
شمس لنگرودی، که شعرش، نجوای بیپروای روح در مواجهه با جهان است.
اردشیر رستمی، که کلام و تصویر را به هم آمیخته و از دل آن، جهانی تازه ساخته است.
مصطفی مستور، که در ظرافت روایتهایش، از عمیقترین دغدغههای انسان سخن میگوید.
رشید کاکاوند، که واژهها را از خاکستر فراموشی برمیگیرد و با طنین صدایش، به آنها جان دوباره میبخشد.
داریوش مؤدبیان، که تئاتر را نهفقط اجرا، که زیستی متفاوت میداند.
در این محفل، شعر و نثر، نمایش و روایت، فلسفه و موسیقی، همصدا خواهند شد تا معنای جسارت را از نو بسازند؛ جسارتی که در عبور از تردیدها، در ایستادگی برابر سکون، و در خلق جهانی تازه متجلی میشود.
اما جسارت زیستن تنها در هنر خلاصه نمیشود؛ بلکه در هر قدمیست که به سوی حقیقت برداشته میشود، در هر انتخابی که خلاف جریان ایستاییست، در هر اندیشهای که هنجارهای پوسیده را میزداید. زیستن، اگر به جسارت نیالوده باشد، تنها تکرار ملالآور لحظات است. و گارنت، این سنگ صبور، گواهیست بر آنکه تنها آنان که جرأت درخشش دارند، از تاریکی عبور خواهند کرد.
و اینک، این صدا، این کلمات، این تجلی جسارت، در اهواز طنین میاندازد، تا ما را به یاد آورد که زیستن، نه در بودن، که در شدن معنا مییابد.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید