شهید حقیقت شگفت آوری است، چون ما عادت کرده ایم، به مشاهده شهدا وسر گذشته های آنها، ایثارهای آنها و عظمت آنها، وصایای آنها، راهی که آنها را به شهادت می رساند، چون اینها را زیاد دیده ایم، عظمت این حقیقت نورانی و بهشتی برای ما مخفی می ماند، مثل عظمت خورشید و آفتاب که […]
شهید حقیقت شگفت آوری است، چون ما عادت کرده ایم، به مشاهده شهدا وسر گذشته های آنها، ایثارهای آنها و عظمت آنها، وصایای آنها، راهی که آنها را به شهادت می رساند، چون اینها را زیاد دیده ایم، عظمت این حقیقت نورانی و بهشتی برای ما مخفی می ماند، مثل عظمت خورشید و آفتاب که برای کسانی که دائم در آفتابند مخفی می ماند.( مقام معظم رهبری)
به گزارش بازتاب خوزستان،شهید حسن فتاحی در سال ۱۳۳۶در یک خانواده مذهبی و متدین در گتوند دیده به جهان گشود، از همان اوایل کودکی طعم فقر و محرومیت را چشید و مشکلات فراوران اقتصادی باعث شد که ایشان برای تامین مخارج خود و خانواده به کار مشغول شود، او کارهای سخت و طاقت فرسایی مانند کشاورزی، باغبانی و کارگری ساختمان را با سن کم انجام می داد.
گویی تقدیر الهی اینچنین بود که مشکلات او را آبدیده کند تا در عرصه کارزار به ندای هل من ناصر … امام زمانش لبیک اجابت گوید، فردی تلاشگر و مقاوم بود، او برای انجام کارهای سخت و دشوار همیشه داوطلب بود، درد فقرا و محرومین را با تمام وجود لمس میکرد، و در حل مشکلات آنان اهتمام می ورزید.
شهید فتاحی از مولایش آموخته بود که کمک به مستمندان را شبانه و به دور از هرگونه ریا انجام دهد،از جمله این امور می توان رسیدگی به امور پیر زن فقیر و ترمیم خانه او و برق کشی منزل یک خانوار محروم روستائی و …را بیان کرد.
شهید حسن فتاحی متاهل و دارای سه فرزند پسر و دو دختر می باشد،او خانواده اش را به اقامه نماز و بندگی خدا و کمک به مستمندان تشویق می کرد.
با اوج گیری قیام امام خمینی( ره) شیفته امام شده و آرزویش ساقط کردن رژیم طاغوت و برپایی نظام جمهوری اسلامی بود و در این راه تلاش بسیار کرد، با شروع جنگ تحمیلی بارها به جبهه اعزام شد، از آنجا که کارگر عملیات برق سازمان برق گتوند بود، در غیاب او کارهای اداره برق به سختی سپری می شد.
رشادت و شهامت شهید حسن فتاحی زبانزد تمام رزمندگان اسلام بود، او در نبرد بدر و عملیات والفجر ۸ تنها راننده ای بود که می توانست با ماشین لنکروز خود رزمندگان را از لحاظ آب و غذا و مهمات تدارک کند، به طوری که گلوله آرپی جی ۷ را کنار سنگر آر پی جی زنها به زمین می گذاشت،او با لنکروز خود پشت خاکریز کوتاه طوری حرکت می کرد، که بعضا توسط دشمن مشاهده می شد و پس از عبور او مسیرش زیر بارش خمپاره ها قرار می گرفت.
تاریکی شب بدون چراغ حرکت می کرد و می گفت: همه چیز دست خداست، لنکروز مسیر خاکریز را بخوبی می شناسد در جاده فاو الحیار بعد از سه راهی شهادت در پاسخ به سئوال یکی از رزمندگان که به او گفته بود هنوز زنده ای؟ آهی کشید و گفت شهادت من دست استاد کریم است، هر چه مقدر کند همان خواهد شد، سرانجام او در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۳۶۴ در جاده فاو البحار به آرزوی دیرینه اش شهادت دست یافت و عاشورایی شد.
جهت شادی روح شهید حسن فتاحی و تمام شهدا صلوات

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید