تفکر و اندیشه سنتی، انتظارات و توقعات مدرنیته
با ورود تکنولوژی و پیشرفت های علمی جهان دچار تغییر و تحولات اساسی شد و بسیاری از جوامع با بهره گیری از شرایط جدید با ایجاد ساختارهای نوگرایانه و توسعه گرایانه تغییراتی در زندگی و کارکرد جامعه خود فراهم نمودند که گر چه در جاهایی با آزمون و خطا طی شد ولی بالاخره با دستیابی به مدرنیته دست آورد هایی مهمی حاصل شد که نتیجه آن رفاه، آسایش، امنیت، عدالت و برابری و احترام به حقوق متقابل شد.
در جامعه ما نیز به تبعیت از این تغییر و تحول اتفاقات مهمی رخ داد، با ورود تکنولوژی زندگی سنتی دچار دگرگونی شد، ابزار و آلات مدرن جای ابزار سنتی را گرفت، زندگی روستایی و عشایری تبدیل به زندگی شهری شد، و صنعت و تکنولوژی جای کار در زمین های کشاورزی و دامپروری و تولیدات سنتی را پر کرد. اما دست آورد این تغییر و تحول برای جامعه ما چیز دیگری شد، ارزش های سنتی از دست رفت تا آسیب های اجتماعی، فقر و فلاکت، بیکاری، نا امنی اجتماعی، بی اعتمادی، بی عدالتی و نابرابری و سردر گمی و بحران هویت جایش را بگیرد.
حال در عالم برزخ بین سنت و مدرنیته گیر افتاده ایم، گاهی حسرت زندگی گذشته سنتی را میخوریم و گاهی آرزوی زندگی در کشورهای مدرن و توسعه یافته را داریم، آرامش و سادگی زندگی سنتی را از دست دادیم از مدرنیته هم چیزی عایدمان نشد.
واقعیت امر این است که ما قبل از اینکه آمادگی فکری و ذهنی برای یک تغییر و تحول را داشته باشیم و دست به تغییرات زیربنایی و اساسی بزنیم در کمال سادگی و نا آگاهی تغییرات روبنایی و سطحی را رقم زدیم، و این یعنی اینکه تغییر و تحول باید از فکر و اندیشه و باور افراد جامعه شروع شود وگر نه با افکار سنتی و سیستم عشایری به صرف زندگی شهرنشینی رسیدن به توسعه پایدار و دست آوردهای مدرنیته محال است.
با امید به روز های روشن برای هموطنان و کشور عزیزم ایران
زاهد مهمدی کرتلایی
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید