چند سطر با “روابط عمومی و ارتباطات”
۲۷ اردیبهشت، روز جهانی “ارتباطات و روابط عمومی
بنا به اهمیت موضوع، نمی باید “روز جهانی روابط عمومی و ارتباطات” را یک یادآوری متعارف و یا تعارف حرفهای در تقویم مناسبتی در نظر بگیریم!
رابطه و ارتباطات مفهومی مبنایی برای مخلوقی است که به آن انسان هوشمند( homo sapiens) می گویند.
انسانی که خصوصیت مبناییِ اجتماعی بودنش اشاره به مولفه ی کلیدیِ رابطه و ارتباطات دارد؛ که بدون وجود آن هر گونه جمع و اجتماعی در هر سطح و شکلی مفهوم پیدا نخواهد کرد. اهمیت “کلان تخصص” روابط عمومی بعنوان مجموعهای از دانسته ها، فنون و مهارتهای منتج از دانش و علوم در عصر ازدحام ارتباطات و سوتفاهمات رابطه است! عصری که بستر تکنولوژی نه تنها بعنوان یک فرصت و ظرفیتی در خدمت رابطه، بلکه در روی دیگر سکه به دلیل وسعت و سهولت دسترسی به آن، قوانین ناکافی و عدم امکان نظارتهای قانونی کافی، فقدان مهارتهای فردی_انسانی رابطه و درک ارتباطات در بستر فوق، نیز مهارتهای ناکافیِ تکنولوژیک جهت اخذ اطلاعات صحیح و یا راستی آزمایی مفاهیم منتشره از لاین های ارتباطی، ارزش و اثر تخصص “روابط عمومی و ارتباطات” را چند وجهی و پیچیده کرده است.
این “کلان تخصص” با ایفای نقش موثر بر اهداف مجموعه یا سازمان متبوع خود، می تواند غیر مستقیم سرنوشت شغلی هزاران نیروی کار را تعیین کند و کیفیت زندگی خانواده ها را ارتقا دهد و یا اینکه تنزل بخشد. باعث تلطیف و تعالی روابط کار و رفتارهای سازمانی شود. یا در صعود شاخص های بهرهوری و رفع موانع اداری موثر باشد. می تواند شَمای مدیریتی یک مدیر خُرد یا میانی را آذین بخشیده و آنرا بر زیرمجموعه، جوامع بالادستی و پیرامونی تاثیرگذار کند؛ و یا در کمال تعجب باعث سقوط مجموعهای مولد و پویا گردد. گزافه نیست که بگوییم روابط عمومی میتواند تصمیم بگیرد که افکار عمومی درباره ی مجموعه ی متبوعش چگونه بیاندیشد.
اهمیت و کارکرد “روابط عمومی و ارتباطات” به عنوان وکیل و نماینده ی مجموعه ها (سازمانی، حرفه ای_شغلی، فرهنگی_هنری، ورزشی، سیاسی، مذهبی، اجتماعی …)، بخصوص در حال حاضر آنچنان نمود پیدا کرده است که به خاطر وسعت و رنگارنگی نوع کار، تنوع فنون و عرصههای کاری “روابط عمومی”، گویا هنوز هم دست پیدا کردن به یک تعریف مشترک، جامع و مورد قبول همه ی متخصصین و نظریه پردازان این حوزه از این “کلان تخصص” دور از ذهن به نظر می رسد! چرا که هر مجموعه به فراخور کارکرد، چالشها، ظرفیت و افق راهبردی خود از روابط عمومی و مجموعه ارتباطیاش بهره خواهد جُست.
اما بی شک می توان به ضرس قاطع بیان داشت که مجموعه روابط عمومی و ارتباطات هر چه هست، اما دفتر خبرنگاری و یا تبلیغات بازاری نیست! چرا که رسانه و تبلیغات تنها ابزاری اندک از جعبه ی ابزار متنوع و وسیع این “کلان تخصص” است؛ که متاسفانه به دلیل ناآگاهی و فقدان دانستگی حداقلی، غالبا روابط عمومی ها به سطح یک دفتر تبلیغات و یا رسانه ی یکسویه و غیر موثر تقلیل داده شدهاند.
نیما قاسمی
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید