جایگاه و نقش شورای شهر در مدیریت شهری
✒️نوشتاری از میلاد تقیپور دکترای توسعه روستایی نخبه ی اهل شوشتر از زمان مشروطه تاکنون ایده تشکیل شوراها تقریباً همیشه در گفتمان سیاسی ـ اجتماعی ما جریان داشته است. گاه کم رنگ و گاه پر رنگ، دغدغه اصلی مردم ما چانهزنیهای سیاسی ـ اجتماعی برای تشکیل شوراها بودهاست، شوراهای کارگری، روستایی، شوراهای محلات و … […]
✒️نوشتاری از میلاد تقیپور
دکترای توسعه روستایی نخبه ی اهل شوشتر
از زمان مشروطه تاکنون ایده تشکیل شوراها تقریباً همیشه در گفتمان سیاسی ـ اجتماعی ما جریان داشته است. گاه کم رنگ و گاه پر رنگ، دغدغه اصلی مردم ما چانهزنیهای سیاسی ـ اجتماعی برای تشکیل شوراها بودهاست، شوراهای کارگری، روستایی، شوراهای محلات و … اما در کشاکش مسایل اجتماعی، سوای چند تجربه محدود، بیشتر تلاش جامعه بر تشکیل شوراها صرف شده است و لابد نسل ما قدمی فراتر رفته است که از دلواپسی تشکیل شورا به درآمده و به استقرار شورا میاندیشد.
با شکلگیری شوراها یکی از اصول نظام مردمسالاری جمهوری اسلامی تحقق یافت، اصلی که پس از سالها حکومت استبدادی شاهنشاهی با پیروزی انقلاب اسلامی در قانون اسلامی گنجانده شد و پس از گذشت دو دهه از پیروزی انقلاب در صدر برنامه نظام جمهوری اسلامی قرارگرفت.
حضور پر شکوه و قدرتمند مردم در شوراهایکشوری، بیانگر تداوم انقلاب و حرکت اصولی دولت در راستای توسعه همه جانبه کشور بوده اما هنوز تا تحققکامل مشارکت گسترده و فراگیر مردم و نهادینه شدن حضور آنها راهی تقریباً طولانی پیشرو داریم.
برای پیمودن همین راه باید بپذیریم که اولاً شوراها بر اساس اصل هفتم قانون اساسی، یکی از ارگان کشورند و موجودیت آنها الزامی است، تعطیل شدن شوراها به منزله تعطیلی رکنی از ارکان کشور است، همچنان که تعطیلی ارکان دیگر نظام (ریاست جمهوری، مجلس شورایاسلامی و …) خلاف قانون اساسی است.
ثانیاً شورای اسلامی سازمانی عمومی و غیر دولتی ـ است و در حوزه انتخابی خود تحت مدیریت هیچ یک از مراجع یا ادارات حکومتی قرار ندارد و تصمیمات آن (در حدود اختیارات قانونی شوراها) حتی برای سازمانهای کشوری نیز لازمالاتباع است.
از دیدگاه نظری شورای شهر یکی از عناصر سیستم مدیریت شهری محسوب میشود. از این رو بحث و بررسی در مورد نقش و عملکرد آن نخست نیازمند ارایه تصویری از مفهوم و مشخصات عمده سیستم کلان مدیریت شهری و عملکرد مورد انتظار از آن است.
در واقع ابتدا لازم است روشن شود که از کلیت سیستم مدیریت شهری چه عملکردهایی انتظار میرود تا بتوان در این چارچوب و متناسب با اقتضائات ناشی از آن جایگاه، نقش و عملکردهای عناصر ذیربط و از جمله شورای شهر را تعیین کرد.
با وجود تنوع مفهومی مدیریت شهری (که ریشه در نوع نگرشهای موجود به این موضوع دارد) میتوان تأکید بر «جامعیت و فراگیری سیستم مدیریت شهری» را به عنوان فصل مشترک و عام تعاریف ارایه شده در رویکردهای جدید استنتاج و معرفی کرد در این مفهوم مدیریت شهری باید تمام سیستم شهری اعم از فضای کالبدی و عملکردی آن را تحت پوشش قرار دهد.
مفهوم مدیریت شهری چنان گسترده و پیچیده است که بههیچ وجه نمیتوان شهرداری را با وظایف کنونیاش معادل مدیریت شهری دانست.
مدیریت شهری مترادف است با همه بازیگران عرصه حیات شهر، به این ترتیب همهی بخشها و نهادهای مسئول اداره امور مختلف شهر اعم از امور فرهنگی، اجتماعی، آموزش و پرورش، اوقات فراغت، بهداشت عمومی، توسعه کالبدی، امنیت و نظممحلی، زیر ساختها و تجهیزات شهری و … تحت پوشش سیستم مدیریت شهری قرار میگیرند.
بر این اساس، شورای شهر نیز به عنوان عنصر سیاستگذار، تصمیمگیر و با اندکی تسامح قانونگذار مدیریت در سطح محلی، باید از خصلت جامعیت و فراگیری برخوردار بوده و بتواند وظایف سیاستگذاری و نظارتی خود را نسبت به تمام امور شهر و سازمانهای ذیربط ایفا نماید. اما در عین حال کمیت و کیفیت این خصلت تحت تأثیر سه عامل زیر تعدیل شده و بر حسب جوامع مختلف، اشکال متفاوتی مییابد.
این عوامل عبارتاند از: ساختار حکومت و میزان تمرکزگرایی، سطح توسعه یافتگی و شکلگیری و تکامل جامعه مدنی، ساختار و شیوه حکومت در زمینه مباحث تمرکزگرایی، فدرالیسم و توزیع قدرت در سطوح مختلف حکومت اولین عامل مؤثر در چگونگی مدیریت محلی و میزان اختیارات و قدرت تفویض شده به آن است.
در نظامهای متمرکز، سازمانهای محلی ضعیف و فاقد اختیارات لازم هستند، وظایف آنها محدود است و اغلب وظایف عمرانی و خدماتی بر عهده وزارتخانههایی است که یا در سطح محلی عمل میکنند و یا از طریقسازمانهای تابع خود در سطح محلی به اعمال قدرت و انجام امور میپردازند.
در نظامهای متمرکز فرض بر این است که مردم و نمایندگان آنان صلاحیت لازم را برای اداره امور محلی خود ندارند و به همین دلیل معمولاً حکومت متمرکز، تشکیلات و مقررات حاکم بر سازمانهای محلی و روسای آنها را خود منصوب میکند.
اما در نظامهای غیرتمرکز، امور ملی توسط سازمانهای مرکزی و امور محلی توسط سازمانهای محلی انجام میگیرد و آنها در سطوح مختلفی همچون استان، شهرستان، شهر و روستا در حد مقررات قانونی به ایفای نقش میپردازند.
در این نظامها بیشتر امور محلیتوسط نهادهای منتخب انجام میگیرد و شوراها، انجمنها و کمیتهها مردمی معمولاً از طریق انتخابات برگزیده میشوند.
سازمانهای محلی از اختیارات، تشکیلات، بودجه و وظایف خاص خود بهرهمند هستند و محدوده وظایف و اختیارات آنها به موجب قانون اساسی یا اسناد بالادستی تعیین میشود و نوعی نظارت از سوی سازمانهای ملی بر آنها وجود دارد.
روشن است که شوراهای شهر در هر یک از شیوههایحکومتی فوق از جایگاه و اختیارات ویژهای برخوردار بوده و بنا به دلایل ساختاری نمیتوانند عملکردی خارج از حدود تعیین شده توسط حکومت مرکزی داشته باشند.
دومین عامل مؤثر بر کیفیت و جامعیت عملکرد شورای شهر، سطح توسعه یافتگی کلان ملی و خرد محلی جامعه شهری مورد نظر است.
توسعه در مفهوم جدید و جامع خود که متضمن توسعه پایدار و انسانی است در واقع منابع و پتانسیلهای بالقوه بهبود سطح زندگی شهروندان و ارتقای عملکرد سیستم مدیریت شهری و شورای شهر رادر چهار زمینه عمده امنیت، رفاه، عدالت اجتماعی و مشارکت اجتماعی شهروندان فراهم میسازد.
در واقع هرچه سطح توسعه یافتگی یک جامعه شهری بالاتر باشد، سیستم مدیریت شهری آن نیز از پتانسیل بیشتری برای ارایه وسیعتر و کاملتر خدمات شهری برخوردار است و بر منابع پایدارتری متکی خواهد بود.
سومین عامل مؤثر بر کیفیت و جامعیت عملکرد شورای شهر، شکلگیری و تکامل جامعه مدنی است که به مثابه یک عامل زمینهساز و تسهیل کننده برای ارتقای عملکرد کلیت سیستم مدیرت شهری ایفای نقش میکند.
جامعه مدنی جامعهای است متشکل از گروههای آزاد، داوطلبانه، مستقل و خودگردان که با هدف پیشبرد منافع، علایق و سلیقههای افراد عضو تشکیل میشوند.
مجموعهی این گروهها بر اساس قواعد و مقررات مشخص، شفاف و روشن در شبکهای از روابط مبتنی بر مسالمتجویی، اخلاق مدنی، مدارا و تساهل، همزیستی و همکاری با یکدیگر به حیات خویش ادامه میدهند.
با پذیرش این مبنا مدیریت شهری مدیریتی از بالا به پایین نیست و مشارکت شهروندان در اداره امور شهر جزء لاینفک آن است. مدیریت شهری باید وظایفی را بر عهده گیرد و انجام دهد که افراد عضو آن یعنی تمام شهروندان، آن را میخواهند و میپذیرند.
با این تعابیر شورای شهر نهادی مدنی است که متشکل از نمایندگان منتخب شهروندان بوده و اداره همه جانبهی امور شهری توسط سازمانهای مسئول را هدایت و نظارت میکند.
جامعنگری یاد شده در تعیین وظایف و اختیارات شورای شهر مبتنی بر طرز تلقی جدیدی است که ایده جامعه مدنی از مفهوم شهر پدید آورده است. شهر تنها مجموعهای کالبدی مرکب از ساختمانها، راهها و فضاهایباز شهری نیست، شهر موضوع مرکزی و اساسی در تعیین سرنوشت انسان معاصر است، شهر جایگاه فرد است و در اداره آن باید وظایفی مورد تأکید قرار گیرد که در نتیجه آن، شهروندان فضای کافی برای ابراز عقیده گفتگو، تشکیل و عمل را داشته باشند.
بر این اساس از یک سو میزان موفقیت شورای شهر در انجام وظایف و گسترش حیطه اختیاراتش تحت تأثیر شکلگیری و درجه تکامل یافتگی ایده و مؤلفههای جامعهمدنی و انعکاس عملی آن در رفتار نهادهای شهری و شهروندان است و از سوی دیگر عملکرد خود شورای شهر میتواند عامل مؤثر در فرآیند مدنیت جامعه شهری باشد.
خبرنگار: محسن علیخانی
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید