رحمتَالله دانا ؛ نویسنده و مولف ( آزادی و فرهنگ ..!!// )
فرهنگ اصیلترین و اصلیترین نیروی پرورش روح و روان جوامع بشری است ، و این فرهنگ است که میزان تعادل رفتاری را در برخورد متقابل بین افراد جامعه تنظیم و شخصیت فرهنگی میبخشد .
به گزارش بازتاب خوزستان ؛ در ادامه یادداشت آمده است :
فرهنگ مقولهای پرورشی و تنفسی است که این تنفس عقل را به صبر و تحمل و پذیرش همۀ صورتها و سلیقههای پیرامون خود فرا میخواند . فرهنگ را باید از نوع تربیت و فضاهای مطلوب و نامطلوبی که فرد در دنیای بیرون و داخل خانواده و مهمتر از همه به روحیات و باورها و به وسعت اندیشۀ هر شخص ، مورد تشخیص و ارزیابی قرار داد .
در فرهنگ گاهی “اختیار” باعث رویش فرهنگ میشود و گاهی “جبر” ، اختیار به رفتار و کرداری بستگی دارد که فرد روحیات خود را درگیر چه موضوعاتی می کند تا مدینۀ فاضله و آرمانخواه عقلانی خود را بسازد ، و هر آنچه که از افکار او زائیده میشود در اعمال او ساطع میشود ، و اینگونه اعمال در گذر تاریخ به آداب و رسوم هر منطقه و سرزمین تبدیل و تعریف و سپس تمجید شد .
جبر از پاسداری و تعصب نسبت به همین آداب و رسوم گذشتگان نمایان میشود ، یعنی اگر فردی تمایل داشته باشد که در مدل دنیای روز حرکت کند توأماً به این میاندیشد که هم لذت دنیای اکنون را کسب کنم و هم غیرتمندانه فرهنگ و آداب و رسوم گذشتگان خود را به رخ فضا و فرهنگ امروزین بکشم ، که این مدل از حضور یک نوع بدفرهنگی ناخواسته در جامعه مدنی است ، چرا که در جامعه مدنی آزادیهای فردی بر مبنای حقوق شهروندی اصل و اساس اولیه میباشد ، درصورتیکه با این مدلِ سنتگرایی و مدرنیته سازگار نخواهد بود ، بلکه باعث تنش روانی و فرهنگی میان مردمان آن سرزمین خواهد شد.
یکی ساز سنتگرایی میزند و دیگری مدعی مدنیت ، و این یا زائیدۀ یک فرهنگ دچار استعمار و بنیادگرا است و یا یک فرهنگ در حال توسعه به سمت تجدد میتواند باشد . که اگر گزینهی نخست باشد در این جغرافیای فرهنگی از آزادیهای شهروندان و امنیت خواستگاه فرد در اجتماع پیرامون خبری نخواهد بود ، ولی اگر در حال گذر به سمت نوگرایی و تجدد باشد میتواند گفت که همه دستگاههای سیاسی و فرهنگی با یک نرمش تحول پذیر این را پذیرفتهاند که آزادی اگر محترم شمرده نشود جامعه دچار خسارت ناشی از سرکوب فرهنگ مربوط به زمان و مکان خاص خود خواهد شد .
نقش بانوان در توسعه فرهنگی به مراتب از نقش آقایون با نفوذتر و کاربردیتر است ، حضور بانوان در کانونهای فرهنگی جامعه بخاطر ژرفنگری بانوان در مبانی زیباسازی و سلیقهها و آراستگیهای ظاهری و کاربردی جامعه بهتر و بیشتر میتواند نسبت به آقایان بلوغ فرهنگی و رشد تجدد فرهنگی را دامن بزند . همانگونه که یک زن در خانواده نقش محوری در تجلی آرایش و نجابت و وارسته نگه داشتن حریم خانواده را بر عهده دارد ، در یک جامعه باز و آزاد مسئولیت پذیر این بانوان است که میتواند جامعه را از بحران بدفرهنگی نجات دهد و الگوهای فرهنگی جدیدی را برای سلامت و نجابت فرهنگ ملی و مذهبی رقم بزند ، که به همین اندازه نقش بنیادین در تغییر و تحول فرهنگی میتوانند داشته باشند و به همان اندازه اگر حقوق و حضور آنها مورد بی مهری و ظلم قرار گیرد جامعه فرهنگی با امواج تهاجم و تقلید فرهنگی رو به رو خواهد شد ، تقلیدی که میان سنتگرایی و مدنیت جز تخریب مواضع فرهنگی و هزینههای جانی و مالی نخواهد داشت .
بنابراین ، فرهنگِ بدون آزادی همانند یک قناری زیبا در زندان پوسیده و جامانده از تاریخ افکار متعصبانه و متحجرانۀ جماعتی بدعتگرا خواهد بود ، که فاجعه را در کام افکار و روحیات مردمان خود فرو کرده اند ، اگر اجتماع انسانی نتواند با آزادی آشتی میدانی کند تنها این انسانهای دارای دیدگاههای مختلف هستند که سرخورده و زمین گیر خواهند شد و آزادی را چون سیمرغی بر تارک تاریک هویت خود را عطرافشانی میکنند تا همگان را به تعظیم ارادۀ ای آزاد بکشاند..
نتیجه گیری:
میتوان گفت که فرهنگ لباس خوش فرم آزادی است ، هر اندازه که این لباس خوش پوش و نو باشد به مراتب افکار را به تنظیم رفتار و ادب فرهنگی و خلاقیت نظر وادار میکند ، انتخاب آزاد این لباسِ همگانی از افراد جامعه به اجتماع کل دوخته و اندازه گیری میشود ، تا مبادا کوتاه یا بلند ، تنگ یا گشاد دوخته شود که اگر نوآوری مدنظر گرفته نشود تدریجاً امکان وقوع هر رخدادی احتمال میرود ، بنابراین ، فرهنگ زمانی به توسعه میرسد که یک؛حضور بانوان در جامعه اجرایی و مدنی پر رنگ شود ، و دیگری آزادیِ خلاقیتِ فرهنگی دارای امنیت و سلامت فردی و گروهی باشد..
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید