جاده نفتی ، خانه بوی نفت ، ترن حامل نفت سفرا را روشن کند فانوس و نفت ، نفت جالی خالی نان را گرفت
نفت که آمد، یا شهرها بوی نفت گرفتند، یا پدیدار شدند. سوت کشتی ها بیشتر در آب های حول خوزستان به خصوص کارون خروشانش به صدا در آمد. از مسجدسلیمان، پایتخت نفت در شمال خوزستان، تا آبادان که بازار نفت به حساب می آمد، راه دراز و پرپیچ خمی پیش روی کاوشگران نفت بود. جاده […]
نفت که آمد، یا شهرها بوی نفت گرفتند، یا پدیدار شدند. سوت کشتی ها بیشتر در آب های حول خوزستان به خصوص کارون خروشانش به صدا در آمد.
از مسجدسلیمان، پایتخت نفت در شمال خوزستان، تا آبادان که بازار نفت به حساب می آمد، راه دراز و پرپیچ خمی پیش روی کاوشگران نفت بود. جاده خاکی و پر دست انداز بود. هنوز از عبور پیکاب، شورلت، سیمرغ، او ام، فیات، مینی بوس و ایران بنز و کافه های بین راهی خبری نبود.
ماشین توسعه نفتی توی دنده بود که به حرکت افتاد تا هم سَبکِ زندگی مردم را نفتی کند و هم معیشت آنها را با نفت گره بزند.
سرانجام بوی گاز و بوی نفت از یک روز گرم خرداد به مشام رسید. مثل این روزهای گرم تابستان که حرارتش امان می برد همه بی دل و دماغ بودند. از ۱۰ روز قبل از کشف نفت یعنی ۲۵ اردیبهشت ۱۲۸۷ بوی گاز استشمام شد. اما این بو بی نهایت زننده بود. ساعت چهار صبح در پنجم خردادماه ۱۲۸۷ خورشیدی، تاریکی آسمان، هوا باز هم تاریکتر شد. نفت با صدایی شبیه یک شیر پر غرش، مهیب اما باشکوهی خاص با ارتفاع یک صد فوت فواره زد.
سرانجام پس از یک سال تلاش بی وقفه و حفر چاه در نقاط مختلف ایران از جمله «چیا سرخ» کرمانشاه و چاههای «شاردین رامهرمز» در خوزستان، سرانجام حفاری مته های چاه شماره یک مسجدسلیمان در منطقه «نفتون» در عمق ۱۱۸۰ فوتی زمین به یک میدان عظیم نفتی رسید.
صدای هلهله، گاله (فریاد)، هوراها و براوهای مدیران و کارشناسان و کارگران خواب صبحگاهی اهالی منطقه «جهانگیری» را پریشان کرد. خیلی زود خبر پیچید و مسجدسلیمان به اولین شهر نفت خیز ایران و کشورهای منطقه تبدیل شد.
فرود هواپیماهای مدیران و مهندسان در باندهای چندگانه خوزستان آنروزها یکی پس از دیگری بیشتر شد.
پروازهای نفتی
نخستین بار که به شهر لالی در شمال خوزستان رفتم در بازدیدهای خود متوجه باندی آسفالته در میانه زمین های کشاورزی شدم. محلی های این شهر نفتخیز از وجود فرودگاهی در این محل خبر دادند و حتی عکس پرواز یک هواپیمای مسافربری از فرودگاه لالی به لندن را یادآور شدند. بعدها درباره چارلز ریچی نخستین مهندس اولین خط لوله نفت در ایران شنیدم که با خرید و انتقال یک هواپیمای گوپک پرواز بر آسمان مناطق نفت خیز از مسجدسلیمان تا آبادان را تجربه کرد. او علاقمند بود که امکان پرواز در ایران را آزمایش کند. ریچی با نگاهی از فراز آسمان به خطی که شمال خوزستان را به ساحل خلیج فارس در آبادان وصل می کرد چشم دوخت. ریچی این پرواز را در سال ۱۹۱۱ مصادف با سال ۱۲۸۹ شمسی انجام داد. یان آرمسترانگ دستیار شخصی ریچی گزارشی تصویری از این پرواز پر خطر تهیه کرده است. این تک آف به همان میزان خبرساز شد که فرودش مسئله ساز بود. هواپیمای ریچی یک هواپیمای مدل بلریو با یک موتور چرخنده گنوم با قدرت ۵۰ اسب بخار بود که جی.تی.ویر به درخواست ریچی خریداری کرده بود. هواپیما به صورت قطعات مجزا به اهواز ارسال شده بود. در اهواز یان آرمسترانگ، جانسن و هیرد، مهندسان خطوط لوله، در آشیانه ای که ساخته شده بود آن را سر هم کردند. ریچی مدتی به صورت آزمایشی با هواپیما در همان باند طراحی شده حرکت کرد اما در این تمرین ها چند جفت هواپیما آسیب دید. تنها دو جفت چرخ باقی مانده بود. ریچی تصمیم گرفت تا پرواز را انجام دهد. موتور هواپیما که روشن شد دم آنرا رها کردند اما گرد و خاکی کور کننده به پا خواست. هواپیما از روی زمین بلند شد و حدود ۳۰ تا ۳۵ متر از زمین ارتفاع گرفت. ریچی سعی کرد دور بزند، در حین فرود یکی از بال ها به تپه کوچکی گیر کرده و سقوط کرد. شاهدان عینی از چنین حادثه ای مسحور شده بودند. شاهدان وقتی به آنجا رسیدند هیچ نشانه ای از ریچی نبود. دوستانش ریچی را صدا می زدند. تنها یک جواب شنیدند: به هیچ چیز دست نزنید؛ فقط عکس بگیرید. او زنده در داخل کابین خلبان سر و ته آویزان بود. کارشناسان زمین شناسی و تجهیزات آنها را در منطقه نفتی «یمهه» مسجدسلیمان نشاند سنگ بنای نخستین فرودگاه شهرهای نفتی به زمین زده شد. با افزایش تردد انگلیسی ها به مسجدسلیمان، دومین فرودگاه مسجدسلیمان در «گلگیر» احداث شد. شرکت هایی چون «کی ال ام» هلندی و «بریتیش ایرویز» انگلیسی رفت و آمد زیادی به آنجا داشتند. نخستین هواپیماهای نفت از نوع «رایپر» بود که بعدها هواپیمای «داوو» با کادر خلبانی انگلیسی به پرواز درمی آمدند. بعد از آن بود که فرودگاه کوت عبدالله، فرودگاه اهواز، فرودگاه آبادان و… ساخته شدند.
تلمبه خانه هایی به وسعت موزه نفت
با برداشت نفت از میادین نفتی مسجدسلیمان تلمبه خانه هایی باید نفت را به پالایشگاه آبادان می رساندند. یک تلمبه خانه در ملاثانی میان اهواز و مسجدسلیمان، یکی در کوت عبداله در نزدیکی اهواز و دیگری در دارخوین میان اهواز و آبادان احداث شد و در مجموع سه خط لوله اصلی، دو خط ۱۰ اینچ و یک خط ۱۲ اینچ وظیفه انتقال نفت خام و فرآوردههای نفتی را از میدانهای نفتی جنوب عهده دار شدند. حالا همه این تلمبه خانه ها و خطوط لوله بخشی از میراث نفت در خوزستان هستند. امروزه بخش عمده ای از این تلمبه خانه ها در حال آماده سازی برای راه اندازی موزههای نفتی هستند.
معماری نفتی
از اهواز رو به سوی دارخوین و آبادان که بروی، دومین تلمبه خانه بزرگ نفتی بعد از تمبی، در سال ۱۲۹۹ شمسی تلمبه خانه نفت کوت عبداله است. کوت عبداله روستایی زیبا و پوشیده از درختان سرسبز بود. نفت تولید شده در حوزههای مسجدسلیمان، نفت سفید، هفتکل و لالی در کوت عبداله به هم میپیوستند و به وسیله پنج دستگاه تلمبه پر قدرت، نفت جمع آوری شده را از طریق خطوط لوله در صحرای هموار به پالایشگاه آبادان پمپاژ می شدند.
همه این کارشناسان و مهندسان در تمام ساختمانهای شرکتی که ابتدا با سبک وسیاق معماری متداول آن زمان خوزستان بود روزی گذراندند. هدف ایجاد سرپناهی مطمئن و ثابت برای مسئولین وقت شرکت نفت در مرکز مناطق نفت خیز و سایر نواحی بود و به مرور ساختمان ها تکامل یافتند و دارای ویژگی های معماری شدند. به گونه ای که برخی از بناهای شاخص یکی پس از دیگری ثبت ملی می شوند.
در ابتدا این خانه ها دارای دیوارهای بسیار قطور از سنگ و لاشه و ملات گل یا مخلوطی از خاک و گچ بودند. در مواردی که دیوارها به هم نزدیک و به عبارتی دهنه دیوارها تنگ بود عموما ار سقف طاق ضربی استفاده می شد و در غیر این صورت با قراردادن لوله های فولادی قطور با فواصل معینی بر روی دیوار ها و چیدن ورق های موجدار فلزی روی آنها نسبت به ایجاد سقف ساختمان اقدام می شد. در دوره بعدی ساختمان سازی نگاه به مسکن صرفا ایجاد سرپناه نبود و سعی شد هنر معماری و ظرافت در طراحی و ساخت منازل دیده شود. سنگ نماهای ساختمانی صیقل خورده دربهای تمام چوب با کنده کاری و در بعضی از قسمتهای ساختمان آثاری از گچبری در سقف و دیوارها دیده می شد. این منازل به بنگله معروف شدند. دوره سوم انبوه سازی منازل کارگری و کارمندی در تمامی مناطق در دستور کار قرار گرفت.
در اقصی نقاط مناطق نفت خیز جنوب همه بناهای ایجاد شده با اندک فاصله زمانی از یکدیگر تقریبا در یک دوره خاص و بایک سیاست و مدیریت متمرکز ساخته شده اند. در دوره سوم ساخت وسازها معماری سنتی جای خود را به مهندسی داده و تقریبا بام تمام ساختمانهای اداری و منازل کارگری و کارمندی از حالت سنتی خود خارج و سقف کاذب و شیروانی فلزی جایگزین آن شد. این گونه ساختمانها که در تیپ های متفاوت ساخته شده بود یک هدف اساسی خاص را در طراحی خود دنبال می کردند و آن در امان بودن از تابش نور مستقیم و عمودی خورشید در تابستان طاقت فرسای خوزستان بوده است. هر چند که در زمستانها نیز در مقابل نزولات آسمانی که بعضأ به صورت رگبار ظاهر می شد ساختمان را مانند چتری محافظت می نمود. از نظر فنی هم امتیازاتی را می توان به آن داد از جمله بخشی از تأسیسات خانه مانند سیم کشی برق و بعضأ لوله کشی آب برروی سقف کاذب و زیر شیروانی نصب می شد در این سیستم در دو طرف ساختمان و زیر شیروانی دریچه هایی جهت تهویه فضای بالای سقف کاذب تعبیه شده است. البته در محوطه «خرم کوشک» اهواز که ساختمان ها از قدمت و پیشینه بالاتری برخوردار است ساختمان ها بدون سقف کاذب و شیرورانی بوده و نکته قابل توجه این است که تعدادی از منازل دارای بادگیر است.
نخستین راه آهن
در سالهای اخیر چهار مکان باعث شد نظرم به نخستین راه آهن ایران جلب شود. ابتدا بازدید چند باره از درخزینه، سپس بازدید از ۱۶ مایلی و در نهایت پل بتوند و ریل وی. مجموع این بازدیدها منجر به دیدن بخشی از مسیر راه آهن و در نهایت مصاحبه با «مراد فرضی کاهکش» شد که راننده لوکوموتیو شماره پنج بود. بعدها کتاب داستان ریل وی اثر «جهانشاه آل محمود» را خواندم که گریزی به آخرین ایستگاه راه آهن در مسجدسلیمان بود.
با کشف میدان های جدید نفتی، شرکت نفت لازم بود برای تامین نیازهای خود از جمله نیروی انسانی، خدمات و تجهیزات، مسیری را احداث نماید. تجهیزات مورد نیاز نفت که از دول خارجه می آمد، از خرمشهر با کشتی به اهواز منتقل می شدند. پیش تر برای انتقال این تجهیزات به مسجدسلیمان مسیر «درخزینه» و شاخه آبی گرگر را در رود کارون، انتخاب کردند. تجهیزات در بارانداز درخزینه پیاده شده و به وسیله گاری و حیوانات بارکش با عبور از مناطق سخت و دشوار کوهستانی و رودخانه ها تا مسجدسلیمان حمل می شدند. اما شرکت نفت انگلیس و ایران بر آن شد راهی ایجاد نماید تا این تجهیزات راحت تر و بدون تلفات و در زمان کمتر به مقصد حمل شوند. چاره کار احداث خط آهنی بین درخزینه در حوالی شوشتر تا مسجدسلیمان بود. در سال ۱۳۰۰ خورشیدی عملیات احداث خط راه آهن شروع و در سال ۱۳۰۲ خورشیدی به طول ۵۷ کیلومتر تکمیل شد. سال ۱۳۱۷ بود که راه آهن سراسری ایران به بهره برداری رسید. برای رسیدن قطار از درخزینه تا مسجدسلیمان ایستگاه هایی از جمله «۵ مایل»، «آبگاه»، «۱۶ مایل»، «۱۷ مایل»، «۲۲ مایل»، «۲۴ مایل»، «حاجی آباد»، «تمبی»، «مالکریم»، «گچ پلنت» و «ریل وی» تاسیس شد. ایستگاه اصلی و پایانی بود. در طول مسیر راه آهن چهار پل بزرگ وجود داشت. این پل ها در تقاطع رودخانه تمبی و دیگری بر روی رودخانه بهلول بتوند که تنها آثار ستون های بتنی و سنگی آن مشهود است.
بیا بریم استور
بساط نفت که پهن شد علاوه بر تاسیسات بزرگ و مهم که از خارج می آمد، لازم بود تا برخی مایحتاج مصرفی از فروشگاه زنجیره ای خریداری شود. نفتی ها برای این نوع خریدها به استور که همان فروشگاههای زنجیره ای بودند می رفتند. در اطراف خانه ما در اهواز محلات و تاسیسات نفتی مهمی وجود داشت. محله «نیوساید» که قطب نفت جنوب ایران است و دو محله «زیتون کارگری» و «کارون» هم کدام بخشی از تاریخ نفت این شهر محسوب می شوند. در هر سه مکان یاد شده استورهایی وجود داشت که در نوجوانی به همراه خانواده از آنجا خرید می کردیم. نه تنها استورهای خانواده های خارجی از استورهای ایرانیان جدا بود، بلکه استورهای کارگری و کارمندی هم مجزا بودند. بهترین اجناس از نظر قیمت و کیفیت در اختیار مشتریان قرار می گرفت.
سینما نفت
به واسطه شغل پدرم که در سینما ساحل اهواز کار می کرد خیلی زود با تاریخچه سینما عیاق شدم. اما نخستین رویارویی ام با سینماهای نفتی حضور در سینما «تاج» آبادان بود. بعدها که کتاب «سینمای ایران برداشت ناتمام» را خواندم متوجه شدم که سینما و نفت چرا ارتباط عمیقی با هم دارند.
روزگاری که شهرهای خوزستان سینما داشتند در عمده شهرهای کشور خبری از این سالن های نمایش فیلم نبود. سینما در خوزستان زمانی به وجود آمد که انگلیسیها برای کار در شرکتهای نفتی به خوزستان سرازیر شدند. با ساخت سالن های کوچک و بزرگ، خوزستان به دروازه ورودی فیلمهای سینمایی به کشور تبدیل شد.
استان خوزستان تا قبل از انقلاب با ۴۵ سالن رکورددار بود. آبادان با داشتن ۲۵ سینما که ۱۴ باب از آنها دولتی بودند بیشترین سهم را داشت. اهواز و مسجدسلیمان و خرمشهر هم به ترتیب سهم های بیشتری داشتند در دیگر شهرهای و شهرهای نفتی خوزستان از جمله مسجدسلیمان، لالی، هفتکل، نفت سفید، آغاجاری، امیدیه، دارخوین، خرمشهر، اهواز و… فیلم های روز دنیا به نمایش در می آمد.
حالا دیگر از نمایش فیلم در بسیاری از این سینماها خبری نیست. اما ساختمان خسته، خاموش و گاه نیمه متروکه این سینماها پذیرای گردشگرانی است که فقط آه می کشند و حسرت می خورند.
قصه های نفتی
به خوزستان که آمدی نمی توان در یک سفر کوتاه مدت سرزمین خوزستان را با گوناگونی ابعادش سیر و سیاحت کرد. داستان نفت خود اقیانوسی است که می توان روزهای متمادی در آن سیر کرد. اما برای سفر در حوزه گردشگری نفت جدا از موزه ها و تاسیسات نفتی در آبادان، دارخوین، اهواز و مسجدسلیمان و… گوش دادن به قصه های نفت از زبان مردمان، شاهدان و روایان این کهن سرزمین که چشمه های قیر در «ماماتین» و تپه ها و کوه آتشین در «تشکوه گنبدلران» و «کوه سوخته امیدیه» در جوارشان است شنیدن دارد.
مجتبی گهستونی



هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید