وضعیت هنر و هنرمند در دوره کرونا
من عقیده دارم سال ها طول می کشد تا اثر هنری قدرتمندی خلق شود که روی درک ما از زندگی تأثیر واقعی خودش را بگذارد، به شرطی که آثار در تجربه همین روزهای سخت خلق شده باشند. روزهای بحران کرونا و قرنطینه تاثیر چندانی بر کار من نداشت که بخواهم بگویم کارم در این روزها […]
من عقیده دارم سال ها طول می کشد تا اثر هنری قدرتمندی خلق شود که روی درک ما از زندگی تأثیر واقعی خودش را بگذارد، به شرطی که آثار در تجربه همین روزهای سخت خلق شده باشند.
روزهای بحران کرونا و قرنطینه تاثیر چندانی بر کار من نداشت که بخواهم بگویم کارم در این روزها متوقف یا حتی ضعیف شده است؛ اما قطعا با این شرایط سخت و بحرانی که کرونا خود یک سوژه هنری شده است تاثیراتی بر درک کارهایم خواهد داشت چه در حال حاضر و چه در آینده
کرونا وضعیتی سخت و تلخ است اما با وجود این شرایط، تجربهای خاص است
لزوما نیاز نیست هنرمندان در این شرایط بحرانی کار خاصی کنند یا حتی اثری خلق کنند؛ فقط باید این شرایط را تجربه کنند، فقط باید آنچه را که از سختی و آسانی (رنج یا خوشی) شرایط کنونی در تفکرات خود دارند تجربه کنند؛ همین تجربه های آنها در شرایط فعلی، در آینده حتما در آثارشان دیده خواهد شد، در آثارشان حتما اشارهای به تجربیات خودشان در زمان فعلی خواهند کرد.
کار هنر و هنرمند هیچ گاه تعطیل نمی شود
با شرایط کنونی که کرونا خود به یک سوژه هنری تبدیل شده است هنرمندان در عرصه های مختلف میتوانند آثاری مبنی بر این موضوع خلق کنند، کاری که بسیاری از هنرمندان دنیا کردند؛ شرایط فعلی هرچند در واقعیت تلخ است؛ از عدم دست دادن و در آغوش گرفتن عزیزانمان تا جان دادن بسیاری از هم نوعان خودمان در دنیا؛ اما بسیاری از هنرمندان موفق به خلق آثاری شدند که در مخالفت با شرایط کنونی و ناراحتی ها، با دیدن آن اثر لبخند بر لبهای ما می نشیند، و در همین اوضاع هم آثاری خلق شدهاند که حس واقعی ما یعنی ناراحتی را نشان میدهد.
در این روزهای سخت کارهای بسیاری از هنرمندان تجسمی، نمایشی، سینمایی و شاعران دیدم که همان طور اعلام کردم بعضی آثار ناراحت کننده و بعضی آثار هم در شرایط بحرانی فعلی به حالت طنز بودند و باعث لبخندی می شدند.
برای مثال می توان به قسمتی از یک شعر کرونایی اشاره داشت:
با اجازه ی حضرت حافظ
ماسک بر چانه مزن تا ندهی بر بادم
عطسه بی ماسک نکن تا نَکَنی بنیادم
دست با خلق مده تا نخورم خون جگر
دور شو تا نکشد سر به فلک فریادم
دست آلوده به چشم و دهن خویش نمال
ماسک مگشا ز دهان تا ندهی بر بادم
بوسه بر هر کس و ناکس مده، جان در خطر است
دستکش دست بکن تا نکنی ناشادم
به عروسی مرو، از ختم و عزا دوری کن
غره بر خویش مشو که «ز کرونا آزادم»
داخل جمع مشو ورنه بسوزی ما را
نرو در دورهمی تا نروی از یادم
ماسک آلوده میانداز خیابانها را
عقل شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و نیا منزل ما
چه کسی می رسد از دست تو بر فریادم؟
شعری را به شکل طنز برای روحیه دادن به عموم تغییر دادهاند و یا اگر بخواهیم حس واقعی خودمان که در این شرایط بحرانی ناراحتی است ببینیم، می توان به آثار عکاسی خیلی از عکاسان که از جان باختگان کرونایی در غسالخانه بودند اشاره کرد.
با توجه به اینکه اشاره داشتم کرونا خود به یک سوژه برای هنرمندان تبدیل شده، می توان گفت: کسب و کارهای هنری هم تعطیل نشدند؛ نمایشگاههای مجازی، حتی نمایش ها و اجراهای مجازی، آموزش های مجازی و یا برای مثال گرافیستی که میگوید کار من تعطیل شده است، به راحتی میتواند کارهای خود را مجازی پیگیری و ارائه کند.
موجی از برگزاری نمایشگاه ها و فعالیت های هنری در فضای مجازی میتواند ارائه شود؛ با این شرایط به راحتی حتی آثار هنرمندان بدون محدودیت مرزی به نمایش گذاشته خواهد شد و امتیازی برای خودشان است.
نباید نادیده گرفته شود که تا کنون در حوزه تجسمی حدودا ۲۰ نگارخانه فعالیت خود را مجازی کردند، در حوزه نمایش بیش از ۳۰ نمایش به صورت مجازی به نمایش در آمدند، در حوزه موسیقی چه کنسرت هایی که بدون تماشاگر به صورت مجازی انجام شد و …
به نظر بنده نه تنها کرونا باعث محدودیت نشد بلکه باعث یک سری خلاقیتها در جوامع هنری شد.
محدودیت به این معناست که شما هیچ راهی برای انجام یا ارائه کار خود نداشته باشید؛ اما خدا را شکر در شرایط فعلی کرونا این گونه نیست
نمایشگاه ها، کنسرت ها، نمایش ها و فیلم ها، آموزش های هنری و فروش آثار هنری همه و همه از طریق فضای مجازی به شکل های متعدد امکانپذیر می باشند.
توصیه بنده به عنوان عضوی کوچک از جامعه هنری، به عزیزانم هنرجویان، هنرمندان و علاقهمندان به هنر این است؛ هنر متوقف نمیشود، بلکه به دنبال راهی برای ادامه فعالیت های خود است.
در این شرایط سخت اگر کسانی مدام بگویند نمی شود، کار ما تعطیل شده است، سخت است و … (در کل ساز نا امیدی بنوازند) لازم است بگویم آنها هنرمند نیستند و قصد تخریب شما را دارند، رشته و تحصیلاتشان هنر تجسمی، موسیقی، نمایشی و سینما نبوده و نیست؛ به همین دلیل عشق ورزیدن به هنر را شاید نمیتوانند درک کنند.
در پایان از پرسنل، معاونت فرهنگی و ریاست محترم سابق حوزه هنری استان خوزستان و همچنین از پرسنل، معاونت ها و مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان و مشاور فرهنگی و هنری استاندار خوزستان بابت حمایت های بی دریغ شان بی نهایت سپاسگزارم که در این بحران ها حال و روز هنرمندان را درک و هم قدم آنها می شوند.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید