مسولیت نمایندگی ، فرهنگ بومی
بنام خدا چندی پیش خبری مبنی بر دعوت برخی نمایندگان استانهای دیگر به خوزستان در رسانه ها مطرح شد وپی آمد آن، سخنان نماینده سمنان ودیگر مدعوین در باب کاستی های عملکرد مسولین استانی ونحوه تعامل با مشکلات و چگونگی پیگیری مسایل استانی بازتاب داشت که همگی حاکی از عدم جدیت و انسجام در تلاش […]
بنام خدا
چندی پیش خبری مبنی بر دعوت برخی نمایندگان استانهای دیگر به خوزستان در رسانه ها مطرح شد وپی آمد آن، سخنان نماینده سمنان ودیگر مدعوین در باب کاستی های عملکرد مسولین استانی ونحوه تعامل با مشکلات و چگونگی پیگیری مسایل استانی بازتاب داشت که همگی حاکی از عدم جدیت و انسجام در تلاش برای رفع مشکلات استانی بود. ضمن به فال نیک گرفتن چنین کارهایی بمنظور شناخت سایر نمایندگان وتصمیمگیرندگان کشوری از اوضاع واحوال استان وکمک به علنی کردن مشکلات وخارج کردن مشکلات از پوشش محدود استانی وپنهانکاریهای خاص سازمانهای رسمی، تلنگر خوبی بود جهت شناخت وبازخوانی رفتار خودمان واین نوشته سعی دارد از دید فرهنگ بومی نگاهی هرچندمختصر به موضوع مسولیتهای استانی وبه ویزه بعد نمایندگی مجلس بنماید .مطمینا تکمیل وپرورش چنین مباحثی توسط دیگر نویسندگان ودلسوزان خالی از فایده نخواهد بود.
اما چرا خوزستان علی رغم همه پتانسیلها ومنابع عظیم وثروت هنگفت که دومین استان از لحاظ تولید ناخالص داخلی آنهم با فاصله زیاد با بقیه استانها ، بیشترین منابع نفتی و درصد مهمی از منابع گازی ،دارای چند رتبه اول در تمام زیربخشهای کشاورزی ، داشتن رودخانه های بزرگ واصلی کشور ، وجود کارخانه های بزرگ فولاد ، سیمان و…، دسترسی به خلیج فارس و واقع شدن در یکی از مسیرهای استراتزیک منطقه ای و صدها امتیاز مهم و منحصربفرد دیگر به همرا ه نیروهای انسانی کافی همچنان وباید گفت همیشه نادیده گرفته می شود .البته این نادیده گرفته شدن خیلی ارتباطی با دولت خاصی ندارد بلکه در همه دولتها وجود داشته است. پس بنظر میرسد قبل از مقصر دانستن دیگران که البته مقصر هستند وبه دلیل عدم وجود دیدگاه ملی وعدالت محوری نمیتوان آنها را از تقصیر وکوتاهی مبرا دانست ولی در این مقاله تاکید ما بر بررسی کوتاهیها و ضعفهای داخلی استان خودمان و در این مجال گریزی به بخشی ازفرهنگ بومی وسنتی استان است. لازم به ذکر است که منظور از منتخب ونماینده در این نوشته هرفرد نخبه ومسول اداری وبه ویژه نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی است. طرح سوالهای ادامه شاید برای باز شدن بحث خوب باشند؛ آیا ما ابزارهای لازم برای کارزار رقابت در سطح کلان وملی راداریم؟ آیا نخبگان ونمایندگان ما در سطوح بالا میدانند که چگونه باید از قوانین موجود و ظرفیتهای ملی برای کمک به منطقه خود استفاده کنند؟ آیا نمایندگان ما در مرکز میدانند ویا میتوانند به انسجام برسند تا بعنوان یدواحده پتانسیل قوی خود را بکارگیرند تا مشکلات حوزه ومنطقه واستان خودرا حل کنند؟آیا اصلا نخبگان وافراد مسول این استان به ویزه آنها که در مرکز هستند عرق اینکار را دارند یا خود را بدون اراده و حل شده در قدرتهای برتر وتشکلهای انسجام یافته و فرهنگهای جسورتر در پایتخت دیده اند؟پاسخ این دست سوالها فارغ ازتوان تجربی و تحصیلات افراد به فرهنگ وخاستگاه وتجربه زندگی افراد برمیگردد. چنانچه در چندسطر قبل پرسیده ام کار در فضای پرتنش ومتلاطم ومتغیر امروزی ابزار میخواهد وبا نگرش سنتی و عدم تحرک ورودربایستیهای فرهنگ عشیره ای ومحلی که درجای خود بعنوان یک حسن تلقی می شده اند به پیش نمیرود.اصطلاح ” فقیر آبرومند” که توسط برخی مورخان به فرهنگ ایرانی نسبت داده شده وبیان کننده اینست که ایرانیان حتی در بدترین شرایط اقتصادی هم حفظ حرمت وبزرگمنشی دارند، گرچه در بعدرفتار اجتماعی موضوع زیباییست اما برای مسولین ودادخواهان مردم ودر قالب دادستان عموم نباید موجب نگفتن و نخواستن شود ونباید آبرومندی ذاتی که در فرهنگ بومی این خطه کهن هست مانع مطالبه جدی وفریاد حق خواهی ودریافت حق مردم منطقه شود. نماینده مردم دقیقا برای مطالبه مردمی و رفع موانع قانونی ومشکلات در سطوح مختلف چه ملی وبه تبع آن منطقه ای انتخاب شده است وجز این کاری ندارد واگر برای گذران چهارسال نمایندگی وگرفتن امتیازات ان باشد که هرکسی میتواند مدعی باشد وتفاوتی بین افراد نخواهدبود.بکارگیری ابزارهای تربیتی وفرهنگی در جای خود خوبست اما استفاده و بکارگیری انها در غیر از جای خود موجب ضعف ودر نتیجه تضییع حقوق مردم منطقه میشود. پس لازم است انها که بهرعنوان ودر هر مقامی نماینده بخشی ازمردم میشوند ازپیله رفتارهای شخصی خود بیرون آمده وفریاد زدن در موقع لازم را یادبگیرند وبجای خوش آمد کسی یا رودربایستی با جناحی مطالبات مردم خود را به فراموشی نسپارند وبدتر ازآن معامله نکنند. در بخش دیگری پرسیده ام که چطور از قوانین برای کمک به مردم خود استفاده کند، ابتدای اینکار به میزان اشراف وآگاهی منتخب بر قوانین برمیگردد. متاسفانه فرهنگ کلی گویی وازدور گفتن وندیده قضاوت کردن واز این دست رفتارها میتواند درشخص همواره خودرا نشان دهد ، دقیق نبودن وعدم توجه تخصصی به مباحث هم معضل دیگریست که با کمی جستجو در خود رگه های آن را مشاهده میکنیم . این باعث جلوگیری از دیدکارشناسی میشود .یعنی منتخب ما برای جا انداختن خود وخواسته اش در محافل بزرگ ابتدا باید دقت و کارشناسی ودانا و آگاه بودن خودرا به ظهور برساند وبا این ابزار خود را به گروهها ونمایندگان وهمکاران سطح ملی خود بقبولاند .چنانکه این هنر را در بسیاری افراد از مناطق وفرهنگهای دیگر در مجامع کلان وملی میبینیم وهمین میشود که راه برای انها باز وفرصتها برایشان ایجاد وبهره مندیها هم بیشتر میشود.اشراف بر قوانین ، رفتن در دل کارها ودرگیر شدن با چالشها جایگاه تخصصی فرد را بالا برده و این میتواند مسیر کمک از طریق قوانین را باز کند و موثر بودن به جای منفعل بودن بسیار راهگشاست. موضوع دیگر که مطرح کرده ام رسیدن به انسجام در منتخبین ونخبگان مااست؛ این مورد هم بی ارتباط با فرهنگ غالب منطقه نیست. نوعی خودخواهی مزمن وفردگرایی و خودمحوری در فرهنگهای قبیله ای ما هست.شایدتجربه مشروطه وبختیاریها وبهره مندی کم آنها از این دگرگونی ساختاری علی رغم توان وجسارت وزحماتشان بی ارتباط با همین بحث نباشد و رقابتهای بیهوده وشخصی بین بزرگان وتخریب وتضعیف همدیگر به جایی رسید که حتی نامی از آنها جز در حواشی ومناسبتها وتوسط خودمان در تاریخ نیامده وسهم آنها ازاین دستاورد عظیم به دلیل همین عدم انسجام ( البته یکی از دلایل) ،اندک شد. در همین رابطه باید پرسید منتخبین ونمایندگان خوزستان در موضوع انتقال آب ، ریزگردها ، حمایت از کشاورزان ،مشکلات صنعتی ، بیکاری بالای مردم وجوانان، شیوع بی حد واندازه کرونا وحتی بازسازی خرابیهای جنگ تحمیلی و…تا چه حد به انسجام گروهی رسیدند وبعنوان ید واحده ومشت گره کرده مطالبات به حق مردم خودرا فریاد زدند وگرفتند؟؟؟ واصولا چه اتفاقی باید بیفتد تا به این ضرورت برسند که باید یکی باشند تا نتیجه بگیرند؟ ودر نهایت عدم انطباق با ضرورتهای سطح کلان وبکارگیری نابجای خرده فرهنگها وعدم تخصص ،کم توجهی به اصول همگرایی وسیستمی کارکردن باعث حل شدن افراد ونخبگان خوزستان در قدرتها وفرهنگهای مطالبه گر وجسور وبا پشتکار وسختکوش در سطح کلان می شود وبه همین دلیل شاید پرداختن وتوجه وعبرت اموزی ازاین نکات و موضوعات بد نباشد ومیتواند درجای خود مفید وسودمند باشد . بدیهی است که همیشه باید از خود شروع کنیم تا مسیرها وراهها باز شود وآنگاهست که به جای خرده گرفتن به دیگر استانها ونخبگان انها حرکت اصلاحی را شروع واز حرکت صحیح وتلاش عقلانی برکت خداوند که هماناآسایش، بهره مندی واستفاده ازمنابع خدادادیست نصیب خواهد شد.ان شاالله.
ایرج رشیدی_ مدرس دانشگاه…
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید