رای از یک دوم خردادی به یک حزب اللهی منصف
اوج آن هیجانات و تضارب ها و تقابل ها را میتوانیم به سال ۷۸ و جو پس از حوادث کوی دانشگاه و پیش از انتخابات مجلس ششم بدانیم. در یک سو سرمستان پیروز دوم خردادی آن روز و اصلاح طلبان امروز بودند و در دیگر سو پرشور و حرارتان حزب اللهی که آن روز گروه […]
اوج آن هیجانات و تضارب ها و تقابل ها را میتوانیم به سال ۷۸ و جو پس از حوادث کوی دانشگاه و پیش از انتخابات مجلس ششم بدانیم. در یک سو سرمستان پیروز دوم خردادی آن روز و اصلاح طلبان امروز بودند و در دیگر سو پرشور و حرارتان حزب اللهی که آن روز گروه فشار می نامینندشان و امروز اصولگرا! هرچه بود در دوسوی این تعارضات و تقابل ها یک سینه ی فراخ و فرمانده ای عاقل نشسته بود که تعامل را سرلوحه ی تمام منش و آیین خویش قرار داده بود. دیدارهای رو در رو در مساجد و میتینگ های دانشگاهی با جو پر شور و شر آن روز و سپس روزنامه خوانی اش تا پاسی از شب، وی را در زمره ی عقلای جریان انقلابی آن روز قرار داده بود. نگارنده بعنوان منتقد سردار میرزاده ی آن روز و سید رضا میرزاده ی امروز هیچگاه آن نگاه نافذ همراه با تبسم را فراموش نمیکند که با چه رویه ی منصفانه ای ،ردی از خود بر دل مخاطب می گذارد.
میرزاده بعدها به مناصب دیگری رفت و سالها از پی اش و در پی اش بودم و بی خبر از او..
اما برای آنکه عملکردیک کنشگر و مدیری به میزان منصفانه ای مورد مداقه قرار گیرد کافیست که به نظرات مخالفین او هم نگاهی شود تا ریشه دار بودن آن شخص هویدا گردد.
برای من اما، دوره ی شکوفایی و بسیط بودن بسیج در خوزستان به پیش از او و پس از او تقسیم می گردد. دوره ای که با وسعت نظر میرزاده، مخالفین نگاه صدو هشتاد درجه ای دو فعال سیاسی- فرهنگی در بسیج تحت فرماندهی او تعریف می شدند.
میرزاده را پس از ۱۵ سال دیدم. همان آدم است با تواضعی دو چندان.
علی رغم انتقادات جدی به روند انتخابات به او رای میدهم.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید